procrastinate
C1اسم/US /prəkrˈæstənˌeɪt/ prəkr-ĂST-ən-āt; UK /prəkrˈæstənˌeɪt/ prəkr-ĂST-ən-āt/
دست بدست کردن، امروز و فردا کردن، تعلل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی procrastinate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دست بدست کردن، امروز و فردا کردن، تعلل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دیر کرد، تانی، درنگ
عقب افتاده، کند ساختن، عقبانداختن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.