promptly
C1قید/US /prˈɑmptliː/ PRÄMPTL-ē; UK /prˈɑmptliː/ PRÄMPTL-ē/
سریعا، آنا، بلا تاخیر
JadoLearn Dictionary
معنی promptly به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سریعا، آنا، بلا تاخیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقب؛ غافلگیر
شکوفا، پر شکوفه
همسطح؛ همردیف؛ آگاه
بفراوانی
یک ور
فعالانه
بحدت
معترفا
برپا
هواسان
بطور نزدیک، کما بیش، تقریبا
به ترتیب الفبا، الفبائی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.