protest
A1اسم/US /prˈoʊtˌɛst/ PRŌT-ĕst; UK /prˈoʊtˌɛst/ PRŌT-ĕst/
واخواست، واخواهی، واخواست رسمی
JadoLearn Dictionary
معنی protest به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
واخواست، واخواهی، واخواست رسمی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوگند یاد کردن
شهادت دادن، گواهی دادن
بصراحت گفتن، اظهارکردن، اعلامیه دادن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.