quarantine
C1اسم/US /kwˈɔrəntˌiːn/ KWÔR-ənt-ēn; UK /kwˈɔrəntˌiːn/ KWÔR-ənt-ēn/
قرنطینه کردن، محل قرنطینه، قرنطینه کردن محل قرنطینه
JadoLearn Dictionary
معنی quarantine به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قرنطینه کردن، محل قرنطینه، قرنطینه کردن محل قرنطینه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.