rebellion
C1اسم/US /rɪbˈɛljən/ rĭb-ĔLY-ən; UK /rɪbˈɛljən/ rĭb-ĔLY-ən/
تمرد، عناد، یاغیگری
JadoLearn Dictionary
معنی rebellion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تمرد، عناد، یاغیگری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فتنه، فتنه پراکنی
شوریدن، اظهار تنفر کردن، اغتشاش
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.