reflex
C2صفت/US /rˈiːflɛks/ RĒFL-ĕks; UK /rˈiːflɛks/ RĒFL-ĕks/
عکسالعمل، ارتجاع، عکسالعمل ارتجاع
JadoLearn Dictionary
معنی reflex به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عکسالعمل، ارتجاع، عکسالعمل ارتجاع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
حاد، سلسله اعصاب مو
تطبیق دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.