remedy
A1اسم/US /rˈɛmədiː/ RĔM-əd-ē; UK /rˈɛmədiː/ RĔM-əd-ē/
شفا، درمان، علاج
JadoLearn Dictionary
معنی remedy به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شفا، درمان، علاج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چاره، درمان، علاج
اعاده کننده
اقدام متقابل
جبران غرامت، غرامت
جبران خسارت
امدادی، تسکین، خلاصی
مددکار، معونت، اعانه
دستگیری، کمک، معونت
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.