remnant
C2صفت/US /rˈɛmnənt/ RĔMN-ənt; UK /rˈɛmnənt/ RĔMN-ənt/
بقیه السیف
JadoLearn Dictionary
معنی remnant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بقیه السیف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فضولات، پسمانده، فضله
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
بقایا، آثار
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.