repair
A1فعل/US /rɪpˈɛr/ rĭp-ĔR; UK /rɪpˈɛr/ rĭp-ĔR/
ترمیم، مرمت کردن، تعمیر کردن
JadoLearn Dictionary
معنی repair به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترمیم، مرمت کردن، تعمیر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تجدید کردن، بازنو کردن، تجدید شدن
بندزدن
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
دربر گرفتن، شامل بودن، بغل
جریان داشتن، جاری کردن، تندروان شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.