reprimand
C1اسم/US /rˈɛprəmˌænd/ RĔPR-əm-ănd; UK /rˈɛprəmˌænd/ RĔPR-əm-ănd/
توبیخ کردن، توبیخ، توبیخ کردن توبیخ
JadoLearn Dictionary
معنی reprimand به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توبیخ کردن، توبیخ، توبیخ کردن توبیخ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
توبیخ کردن
غرغرکردن
زخم زبان
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.