requisite
C1اسم/US /rˈɛkwəzət/ RĔKW-əz-ət; UK /rˈɛkwəzət/ RĔKW-əz-ət/
شرط لازم، لازمه، شرط لازم لازمه
JadoLearn Dictionary
معنی requisite به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شرط لازم، لازمه، شرط لازم لازمه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بایسته، ضروری، بالضروره
محتاج
صرف نظر نکردنی، حتمی، لازم الجرا
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.