rescue
A1اسم/US /rˈɛskjuː/ RĔSKY-o͞o; UK /rˈɛskjuː/ RĔSKY-o͞o/
تخلیص کردن، دریافتن، رهانیدن
JadoLearn Dictionary
معنی rescue به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تخلیص کردن، دریافتن، رهانیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پس گیری، بازپسگیری، دوباره تسخیر کردن
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
رستگار کردن، تخلیص کردن، رساندن
آزاد کردن، مرخص کردن، رهاسازی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.