reside
C2اسم/US /rɪzˈaɪd/ rĭz-ĪD; UK /rɪzˈaɪd/ rĭz-ĪD/
اقامت داشتن، ساکن شدن، اقامه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی reside به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اقامت داشتن، ساکن شدن، اقامه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مسکون کردن، مسکن گزیدن
موقتا اقامت کردن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن
برجا ماندن، باقی ماندن، بر جا ماندن
زندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.