restraint
C1اسم/US /rɪstrˈeɪnt/ rĭstr-ĀNT; UK /rɪstrˈeɪnt/ rĭstr-ĀNT/
جلو گیری
JadoLearn Dictionary
معنی restraint به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جلو گیری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرکوبی
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
چک، خد
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
طوقه، جدول
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.