retire
C2اسم/US /rɪtˈaɪr/ rĭt-ĪR; UK /rɪtˈaɪr/ rĭt-ĪR/
عزلت اختیار کردن، منزوی شدن، بازنشسته کردن
JadoLearn Dictionary
معنی retire به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عزلت اختیار کردن، منزوی شدن، بازنشسته کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
منتزع شدن
دور شدن، بعقب سرازیرشدن، پس رفتن
عقب نشاندن، عقب زدن، عقب نشینی کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.