reveal
A1اسم/US /rɪvˈiːl/ rĭv-ĒL; UK /rɪvˈiːl/ rĭv-ĒL/
افشا شده، فاش کردن، آشکار ساختن
JadoLearn Dictionary
معنی reveal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
افشا شده، فاش کردن، آشکار ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
افشاء کردن، بروز دادن، آشکار شدن
منتشر کردن
نقاب بر داشتن، نمودار کردن، آشکار کردن
بی پوشش کردن
مفتوح، فراز، افتتاحکردن
پیدا کردن، کشف کردن، مکشوف کردن
بهرهمند ساختن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.