revolt
A1اسم/US /rɪvˈoʊlt/ rĭv-ŌLT; UK /rɪvˈoʊlt/ rĭv-ŌLT/
شوریدن، اظهار تنفر کردن، اغتشاش
JadoLearn Dictionary
معنی revolt به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شوریدن، اظهار تنفر کردن، اغتشاش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فتنه، فتنه پراکنی
تمرد، عناد، یاغیگری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.