roll
A1اسم/US /roʊl/ rōl; UK /roʊl/ rōl/
غلت، غل خوردن، در غلتیدن
JadoLearn Dictionary
معنی roll به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غلت، غل خوردن، در غلتیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فهرست
برنامه، زمان بندی کردن
کتاب فهرست، کاتالوگ
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.