rotten
A1صفت/US /rˈɑtən/ RÄT-ən; UK /rˈɑtən/ RÄT-ən/
روبفساد، زنگ زده، فاسد
JadoLearn Dictionary
معنی rotten به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
روبفساد، زنگ زده، فاسد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گندیده، دندان کرم خورده، فاسد
کرم خورده
نقیص، عیبناک، ناقص
تباه شدن، انحراف اخلاقی، تباه کردن
پر حیله، خدعه آمیز، فریبده
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.