sick
A1صفت/US /sɪk/ sĭk; UK /sɪk/ sĭk/
بدحال، علیل، ناتندرست
JadoLearn Dictionary
معنی sick به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدحال، علیل، ناتندرست
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدحالت، غیر دوستانه، بطور ناقص
بی سبک، هرکه هرکه، مغشوش
نحیف، ضعیف، ضعیفالحال
شل، کم زور
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.