situation
C1اسم/US /sˌɪtʃuːˈeɪʃən/ sĭch-o͞o-ĀSH-ən; UK /sˌɪtʃuːˈeɪʃən/ sĭch-o͞o-ĀSH-ən/
وضع، موقعیت، وضعیت
JadoLearn Dictionary
معنی situation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وضع، موقعیت، وضعیت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اظهارکردن، ایالتی، اشعار داشتن
پست، مثابه، سمت
نشاندن، محل اقامت، جا
ایستگاه
بدیوار زدن، اعلان نصب کردن، پست
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
دفتر، منصب، معاونت
وضع، وضعیت، حالت
جعبه، غلاف، محفظه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.