slaughter
A1اسم/US /slˈɔtɚ/ SLÔT-ər; UK /slˈɔtɚ/ SLÔT-ər/
کشتار کردن، قتل عام، خونریزی
JadoLearn Dictionary
معنی slaughter به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کشتار کردن، قتل عام، خونریزی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قتل عام
قتل عام، قتل عام کردن
قصابی
کشتن، به قتل رساندن، آدم کشی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.