slight
A1اسم/US /slaɪt/ slīt; UK /slaɪt/ slīt/
خفیف، جزئی، جزعی
JadoLearn Dictionary
معنی slight به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خفیف، جزئی، جزعی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اعتنا نکردن، بی توجهی، بی اعتنائی
ننگ داشتن، عار، استغنا
غفلت کردن، غفلت، تسامح کردن
غافلی، محل نگذاشتن، ناپرهیزی
استحقار، خواری، حقارت
استهزاء کردن، ننگ داشتن، خردا نگاشتن
فضاحت، روسیاهی، شرمساری
هتک آبرو
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.