squeeze
A1اسم/US /skwiːz/ skwēz; UK /skwiːz/ skwēz/
فشاردن، چلاندن، بزورجا دادن
JadoLearn Dictionary
معنی squeeze به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فشاردن، چلاندن، بزورجا دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بغل کردن، در آغوش گرفتن
مضیقه، وشگون، نشکنج
شکوه کردن، درد سخت
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.