store
A1اسم/US /stɔr/ stôr; UK /stɔr/ stôr/
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
JadoLearn Dictionary
معنی store به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهیه وجه کردن
عرضه، تهیه کردن
فراوانی؛ وفور
کثیر، بمقدار فراوان
انباشت؛ تجمع
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.