temper
A1اسم/US /tˈɛmpɚ/ TĔMP-ər; UK /tˈɛmpɚ/ TĔMP-ər/
خلق، بادوام نمودن، درست ساختن
JadoLearn Dictionary
معنی temper به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خلق، بادوام نمودن، درست ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دل بدست آوردن، استمالت کردن
طینت، غلق، طبع
فطرت
چار چوب، پاپوش دوختن، شاسی
خلط، لطیفه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.