trade
A1اسم/US /treɪd/ trād; UK /treɪd/ trād/
صنف، تجاری، تجارت
JadoLearn Dictionary
معنی trade به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صنف، تجاری، تجارت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مطربی، پیشه، کسب
اشتغال، تصرف، نوکری
دفتر، منصب، معاونت
فراخوانی، فراخواننده
کارمندی، استخدام، کارگزینی
تجارت، بازرگانی
طرز رفتار، سروکار، راست باز
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.