deformieren
C2فعلازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
JadoLearn Dictionary
deformieren یعنی ازشکل انداختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شکنج، پیچ دار کردن، انحنا
زیان رساندن، معیوب کردن، رو دادن
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.