dicht machen
C1فعلباردار کردن، آبستن کردن، لقاح کردن
JadoLearn Dictionary
dicht machen یعنی باردار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باردار کردن، آبستن کردن، لقاح کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باردار کردن، آبستن کردن، لقاح کردن
باردار کردن، آبستن کردن، لقاح کردن
پلمب، سیل، ممهور کردن
پلمب، سیل، ممهور کردن
قفل کردن، قفل، بهم پیچیدن
بستن، تنگ هم، مقارن
دوشاخه، دو شاخه، امن
دوشاخه، دو شاخه، امن
دوشاخه، دو شاخه، امن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.