Flagge
C2اسممتعارف، استاندارد، معیار
JadoLearn Dictionary
Flagge یعنی متعارف. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متعارف، استاندارد، معیار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ماخذ قانونی، هنجار
متعارف، استاندارد، معیار
دماغ، ناس، بینی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.