Inflation
C2اسمتورم
JadoLearn Dictionary
Inflation یعنی تورم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تورم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منظم پخش شدن، گشاد نشستن، بطور غیر
تورم
تورم
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.