jemandem zuwinken
B2فعلمعمور، آباد کردن، شکوفایی
JadoLearn Dictionary
jemandem zuwinken یعنی معمور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معمور، آباد کردن، شکوفایی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خیزآب، تموج کردن، تکان دادن
معمور، آباد کردن، شکوفایی
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.