Justizvollzugsbeamter
C1اسمپیچ، پیچ کردن، پیچ پیچ کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Justizvollzugsbeamter یعنی پیچ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیچ، پیچ کردن، پیچ پیچ کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیچ، پیچ کردن
پیچ، پیچ کردن
پیچ، پیچ کردن
پیچ، پیچ کردن، متولی
پیچ، پیچ کردن
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.