Kolumne
C2اسمستون، عمود، ستون عمود

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Kolumne یعنی ستون. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ستون، عمود، ستون عمود
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خردشدن، شق شدن، شکاف برداشتن
ستون، عمود
ستون، عمود
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.