Kondition
C2اسمدوام، تاب، طاقت
JadoLearn Dictionary
Kondition یعنی دوام. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دوام، تاب، طاقت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پافشاری، ابرام، سماجت
دوام، تاب، طاقت
دوام، تاب، طاقت
دوام، تاب، طاقت
نیاز، مقرره، مطالبه
فرض، پایان نامه، پذیرش؛ قبولی
فرض، پایان نامه، اظهار آشکار
حقانیت، راستی، واقعیت
حقانیت، راستی، واقعیت
بایستگی، ضرورت، لزوم
پیریزی، شالوده، بن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.