Kuppel
C2اسمقلعه گرد، گنبد زدن، گنبد
JadoLearn Dictionary
Kuppel یعنی قلعه گرد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قلعه گرد، گنبد زدن، گنبد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هلال طاق، طاق، زیرخان
تاق، طاق، بام
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.