linear
C1صفتطولی، خطی، دونده
JadoLearn Dictionary
linear یعنی طولی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طولی، خطی، دونده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چهار گوشه، چهار ضلعی، میدان
طولی، خطی، دونده
طولی، خطی، دونده
طولی، خطی، دونده
طولی، خطی، دونده
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
زلال، نور افشان، صوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.