Os ilium
C2اسماستخوان حرقفی، حرقفه، استخوان حرقفی حرقفه
JadoLearn Dictionary
Os ilium یعنی استخوان حرقفی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استخوان حرقفی، حرقفه، استخوان حرقفی حرقفه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استخوان حرقفی، حرقفه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.