verriegeln
B2فعلچفت، قفل کردن، قفل
JadoLearn Dictionary
verriegeln یعنی چفت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چفت، قفل کردن، قفل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چفت
چفت
چفت، اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن
چفت
چفت، گرفتگی، گیر
چفت، اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن
مسدودکننده، سد کردن، بلوک
تکمیل، کامل کردن، تکمیل کردن
قفل کردن، قفل، بهم پیچیدن
قفل کردن، قفل، بهم پیچیدن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.