Zusammengehen
C2اسماتحاد موقتی، ائتلاف، ذوب
JadoLearn Dictionary
Zusammengehen یعنی اتحاد موقتی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اتحاد موقتی، ائتلاف، ذوب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ادغام
اتحاد موقتی، ائتلاف، ذوب
اتحاد موقتی، ائتلاف، ذوب
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.