begin
C2اسم/US /bɪɡˈɪn/ bĭg-ĬN; UK /bɪɡˈɪn/ bĭg-ĬN/
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی begin به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ناشی شدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.