exigency
C1اسم/US /ˌɛksˈɪdʒənsiː/ ĕks-ĬJ-əns-ē; UK /ˌɛksˈɪdʒənsiː/ ĕks-ĬJ-əns-ē/
مقتضی
JadoLearn Dictionary
معنی exigency به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقتضی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
فوریت، نیاز شدید، ضرورت
اضطرار، فروماندگی، پریشانحالی
فشار، ضغطه، اجبار
اضطراری، اضطرار، ناگه آینده
بایستگی، ضرورت، لزوم
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.