impostor
C1اسم/US /ˌɪmpˈɔstɚ/ ĭmp-ÔST-ər; UK /ˌɪmpˈɔstɚ/ ĭmp-ÔST-ər/
وانمود کننده، طرار، عیار
JadoLearn Dictionary
معنی impostor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وانمود کننده، طرار، عیار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فریبده، فریبکار، غلط انداز
نیرنگ زدن، کلاه برداری کردن، خدعه کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.