induce
C2اسم/US /ˌɪndˈuːs/ ĭnd-O͞OS; UK /ˌɪndˈuːs/ ĭnd-O͞OS/
تحریک شدن، اغوا کردن، استقراء کردن
JadoLearn Dictionary
معنی induce به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحریک شدن، اغوا کردن، استقراء کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ابرام کردن
بر آن داشتن، مجبور ساختن
باصرار وادار کردن، بر انگیختن، شوراندن
منگنه کردن، فشاردادن، فشاردن
تاثیر کردن، اثر گذاشتن، تاثیر
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.