infirm
C2صفت/US /ɪnfˈɝm/ ĭnf-ƏRM; UK /ɪnfˈɝm/ ĭnf-ƏRM/
علیل
JadoLearn Dictionary
معنی infirm به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
علیل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شل، کم زور
نحیف، ضعیف، ضعیفالحال
بی عزم، غیر مصمم، وسواسی
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.