introduce
C2اسم/US /ˌɪntrədˈuːs/ ĭntr-əd-O͞OS; UK /ˌɪntrədˈuːs/ ĭntr-əd-O͞OS/
مرسوم کردن، شناساندن، معرفی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی introduce به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مرسوم کردن، شناساندن، معرفی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جا دادن، ادغام کردن، درج کردن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.