labyrinth
C1اسم/US /lˈæbɚˌɪnθ/ LĂB-ər-ĭnth; UK /lˈæbɚˌɪnθ/ LĂB-ər-ĭnth/
لابیرنت
JadoLearn Dictionary
معنی labyrinth به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لابیرنت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هذیان
تبلبل، سرآسیمگی، اختلال
بغرنجی، ریزه کاری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.