languish
C2اسم/US /lˈæŋɡwɪʃ/ LĂNGGW-ĭsh; UK /lˈæŋɡwɪʃ/ LĂNGGW-ĭsh/
بیحال شدن
JadoLearn Dictionary
معنی languish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیحال شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پژولیدن، افسردهشدن، پژمردن
پریدن، محو شدن، رنگ پریده شدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.