manage
C2اسم/US /mˈænədʒ/ MĂN-əj; UK /mˈænədʒ/ MĂN-əj/
مدیریت کردن، از پیش بردن، رام کردن
JadoLearn Dictionary
معنی manage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مدیریت کردن، از پیش بردن، رام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فرمانداری کردن، حکم راندن، حکمرانی کردن
تسلط، ممیزی، استیلاء
سفارش دادن، راسته، دستور
هم آهنگی، کنسرت
رفتار، کردار
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.