nutmeg
C1اسم/US /nˈʌtmˌɛɡ/ NŬTM-ĕg; UK /nˈʌtmˌɛɡ/ NŬTM-ĕg/
جوز هندی، جوز بویا، درخت جوز
JadoLearn Dictionary
معنی nutmeg به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جوز هندی، جوز بویا، درخت جوز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.